توله پست

(کپی از سبک مالزی نشین)

آفلاین رو باز میکنم :

یه دختر بچه نسبتا رند:سلام عزیزم  .نمیدونی از پارسال که توی ایران دیدمت چقدر فکرمو مشغول کردی .

( عکس همی عروسکی که یی جیگری میشکنه و میفته ).

دختر ریقینکی :بگو چرا همون موقع جلو همه  داد نزدم که تورو دوست دارم ؟ ۰ (همو عروسکی که یی ماچی میفرسه)

دوباره دخترو : تو اولین مردی هستی که تونستی دروازه های یخزده قلب منو ذوب کنی .( عروسکی که ایی جیگر سرخو نمیشکنه که فکر کنم یعنی دوست دارم)

دخترو : بگو عزیزم کی میای ؟ بیصبرانه منتظرتم >خاطره بودن با تو.... هنوز زنگ صدات شبها گوشمو نوازش میده ووو(عروسکو که چیشک میزنه) فکر کنم ایی جریانو دیگه بی ناموسی باشه

من: خیلی تعجب نکردم چون توی ختم قوم و خویشا بهمه نخ میداد .

بازم من:کاشکی یه کمی خل بودم(راستی کدووم خاطره؟؟؟؟)منکه خیلی اونو ندیدم (عروسکی که چشماش از تعجب گرد شده) البنه توی ذهنم

جواب آفلاینش : مرسی عزیزم که توجه خاصی بمن کردی ولی فاصله ها میتونن حریف خاطره ها بشن و با یه ضربه ناک اوتشون کنن .

پی نوشت > بعد نوشت > شاخ بزنوشت > چرت و برت نوشت >.. فعلا نداریم